|
کــــــــودکانـه
|
آقا در خانه نشسته است ، خانه ي آقا امن است ، آقا از هيچ چيز نمي ترسد ، آقا حتي از بمب هايي که بر سر بچه ها مي ريزد هم نمي ترسد ، آقا خانه اش را دوست دارد ، خانه ي آقا خيلي محکم است ، صداي هيچ انفجاري شيشه ي خانه ي آقا را نمي لرزاند ، آقا از متلاشي شدن آدم ها چيزي نمي داند ، البته آقا مرد جنگ است ، سربازان آقا جنگ را مي فهمند ، بچه ها اما چيزي از جنگ نمي دانند ، آقا مي داند مين چيست ، بچه ها مين را نمي شناسند ، آقا بچه ها را دوست دارد ، آقا بازي بچه ها را دوست دارد ، آقا مي داند که بچه ها بايد من بعد با مين بازي کنند ، آقا بچه ها را هم وارد بازي خود مي کند ، آقا مي خواهد هميشه در بازي ببرد ، آقا گاهي در بازي تقلب هم مي کند ، آقا به بچه ها نمي گويد که در هر بازي بازنده اي هم وجود دارد ، آقا هيچ وقت نمي گويد که در اين بازي هميشه بچه ها بازنده اند ، آقا عاشق علم است ، آقا دوست دارد همه چيز را بداند ، آقا مي خواهد بفهمد E=MC2 يعني چه ، آقا هنوز نمي داند بعضي چيزها خطر دارند ، آقا فقط مي داند که خانه ي او امن است ، آقا بچه ها را خيلي دوست دارد ...